اعتماد به نفس

چگونه اعتماد به نفس داشته باشیم؟ (۷ راهکار و معرفی کتاب)

چگونه اعتماد به نفس داشته باشیم؟ راه های عملی افزایش اعتماد به نفس چیست؟ چه کتاب‌ متفاوتی در این راه به ما کمک می‌کند؟ بوکاپو در این مقاله به این سوالات پاسخ داده است.

هر آدمی برای یک بار هم شده این سوال را از خودش یا دیگران پرسیده است: چگونه اعتماد به نفس داشته باشیم؟ در مقابل این سوال معمولا این جواب‌ها را می‌شنویم: «به خودتان باور داشته باشید!»، «خودتان را دست‌کم نگیرید!»، «خودباوری داشته باشید!». اما خب کمتر کسی به ما می‌گوید «چگونه؟». مشکل اینجاست که این جمله‌ها را خیلی از ما می‌دانیم و حتی همیشه آن را به خودمان یادآوری می‌کنیم. نه! خودتان هم می‌دانید با این جواب‌های کلی چیزی حل نمی‌شود چون ما آدم‌ها با هم متفاوتیم.

بیایید بپرسیم وقتی از «اعتماد» به «خود» حرف می‌زنیم، دقیقا چه می‌گوییم؟ این خود چیست و کیست؟ هر چه باشد و هر که باشد، باید بدانیم نمی‌شود یک بار برای همیشه آن را شناخت. چرا؟ چون نه زندگی متوقف می‌شود و نه موقعیت‌های اعجاب‌آور، متفاوت و پیش‌بینی‌ناپذیرش، در روزی از روزها تمام می‌شود. ما با هم متفاوتیم، همان‌قدر که آثار هنری با هم فرق دارند. ما می‌توانیم با تغییر موقعیتمان خودمان، وفادارانهْ خود را عوض کنیم؛ درست مثل یک نقاش که با حرکات مداوم و متفاوت قلم، نقاشی‌اش را مثل یک اثر یگانه، از وجود خودش، خلق می‌کند.

حالا بوکاپو اینجاست تا به شما از راه های افزایش اعتماد به نفس بگوید و کتاب‌هایی در مورد این موضوع به شما معرفی کند.

چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم؟

چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم

ما بر چه اساسی به دیگران اعتماد می‌کنیم؟ کافی است یک بار خودمان را در موقعیت‌های مختلف در نظر بگیریم و به این سوال جواب بدهیم. این کار را به‌عنوان یک آزمون در نظر بگیریم تا از طریق آن بفهمیم که خیلی وقت‌ها دلایل اعتمادمان به دیگران، صرفا مسائلی ساده هستند اما فکر کرده‌ایم پیچیده‌اند. با این آزمون ساده یک نکته دیگر را هم می‌فهمیم: بی‌اعتمادی به خود از انجام‌ندادن پیاپی کارها و تکرار مداوم «نمی‌توانم» ایجاد شده است.

حتما برای شما هم پیش آمده است که فکر کرده‌اید ابدا توان انجام یک کار خاص را ندارید اما وقتی در موقعیت آن قرار گرفته‌اید، طوری انجامش داده‌اید که حتی خودتان باورتان نشده است. بوکاپو در ادامه به شما از راه‌های افزایش اعتماد به نفس می‌گوید.

اگر به این موضوعات علاقه دارید مطالعه خلاصه کتاب های رشد و توسعه مهارت های فردی یکی از بهترین پیشنهادهاست.

اعتماد به نفس

نگاه اول؛ خودمان را بشناسیم! اما چگونه؟

اعتماد به نفس، برای خیلی از ما با شناخت «خود» گره خورده است. برای شناخت خود اما نمی‌توان فقط دلخوش بود به ثبت و ضبط حالات آن، طوری که انگار به کارمندِ ثبتِ احوالِ خودمان تبدیل شده‌ایم.

گاهی هم هست که شناخت از نفس را با تسویه حساب اشتباه می‌گیریم و خودمان را در یک ارتباط مبادله‌ای با چرتکۀ «باید و نباید» قضاوت می‌کنیم. بعضی وقت‌ها هم به بازجوی خودمان تبدیل می‌شویم و همزمان می‌خواهیم در جایگاه اعتراف به بدی‌های شخصیتمان هم بایستیم.

این‌ها همه از ما یک انسان پرعذاب با وجدانی گناهکار می‌سازد. اما واقعا چرا؟ آیا برای شناخت و تغییر خود واقعا نیاز هست که از دالان‌های این اداره‌های ذهنی بگذریم؟ به نظر می‌رسد اگر کسی به خودش اعتماد هم داشته باشد، با عبور از این مراحل، بی‌اعتمادی تمام وجودش را خواهد بلعید.

پس بیایید خودمان را گروگان نگیریم و برای به دست آوردن اعتماد به نفس از طریق شناخت خود، موقعیت متفاوتمان را بسنجیم و ببینیم که کجای آن را باید تغییر داد. آنجاست که با آموزش، افزایش مهارت فردی و با یک زندگی موثر برای خودمان و دیگران، اعتماد به نفس ما خلق می‌شود.

نظم و مدیریت زمان

نگاه دوم؛ جلوگیری از بی‌اعتمادی به خود با انجام به موقع و پیگیرانۀ کارهای ساده

حتی «ویکتور هوگو» هم کارهایش را عقب می‌انداخت؛ او قبل از نوشتن برهنه می‌شده و به پیشخدمتش می‌گفته لباس‌هایش را قایم کند تا وقتی نوشتنش شروع شد، نتواند از خانه بیرون بزند. حالا ممکن است شما بگویید «این که دلیل نمیشه، خیلی از نویسنده‌ها بی‌نظمند». خب نظرتان درباره یک اقتصاددان مثل «جورج اکرلوف» چیست؟ او می‌خواست یک بسته لباس را از هند برای همکارش یعنی «جوزف استیگلیتز» که در آمریکا بود، پست کند. اکرلوف روزها، هفته‌ها و ماه‌ها این کار را عقب انداخت. هشت ماه گذشت تا در نهایت او به «بی‌عرضگی‌ در این‌جور کارها» اعتراف کرد؛ یک روایت می‌گوید که اقتصاددان قصه ما قبل از لباس‌ها به آمریکا رسید. باور کنید این ربطی به بی‌عرضگی ندارد چون این «جذابیت پنهان تعلل» بوده که پشت وسوسۀ تعویقْ خوابیده است. جذابیتی که حتی می‌توانست با تهیۀ یک چک لیست ساده از بین برود.

راستی در این خصوص می‌توانید ایده‌ها و نکات کلیدی کتاب چک لیست را از بوکاپو بخوانید یا نسخه صوتی آن را بشنوید.

به‌تعویق انداختن انجام کارهای ساده شکلی از وفادار نبودن به خود و زمان خود است. وقتی از کسی در موقعیت‌های کوچک بارها بی‌وفایی، مسئولیت‌ناپذیری و عدم تعهد می‌بینیم، در موقعیت‌های بزرگ نمی‌توانیم به او اعتماد کنیم. در واقع موقعیت‌های بزرگ به کابوس تبدیل می‌شوند.

اما به جای سرکوفت‌زدن، شماتت و متهم‌کردن خود به بی‌عرضگی، باید خودمان را با موقعیت مواجه کنیم. بهتر است به جای آمدن روز موعود، خودمان به سمت آن برویم و فقط انجامش دهیم. اینجاست که یک بار برای همیشه آن مسائل حل می‌شوند و احتمالا خودمان هم برایمان سوال می‌شود چرا انقدر سخت گرفتیمشان. اینجاست که توانایی‌هایمان در کارهای بزرگ و تسلطمان در رفع کارهای کوچک، ما را به خودمان وفادار می‌کند.

در مورد به تعویق انداختن کارهای کوچک مل رابینز ایده جالبی دارد، او از مکانیزم‌های مغز برای فرار از اهمال‌کاری استفاده کرده و قانونی ابداع کرده به نام قانون ۵ ثانیه؛ پنج، چهار، سه، دو، یک … دست از اهمال کاری بردارید و همین الان چکیده ایده های مل رابینز در کتاب قانون ۵ ثانیه را در بوکاپو بخوانید یا بشنوید.

اگر به موضوعاتی شبیه به این علاقه دارید مطالعه خلاصه کتاب های افزایش بهره وری و مدیریت زمان، می‌تواند انتخاب خوبی باشد.

اعتماد به نفس در انتخاب کردن

نگاه سوم؛ «فرار از انتخاب» یا «مواجهه با پارادوکس انتخاب»؟ دومی لطفا!

ما نسبت به گذشتگانمان در اقیانوسی از انتخاب‌ها زندگی می‌کنیم. از منوی رستوران‌ها و لیست ماشین‌ها گرفته تا انتخاب رشته و شغل‌های مختلف، یک صدا می‌گویند که زمانه ما عصر انتخاب‌های مداوم است.

هر انتخابی با خودش اضطراب ایجاد می‌کند؛ اضطراب از دست رفتن گذشته و نابودی آینده. گاهی اوقات می‌شود گفت «هم این و هم آن» را می‌خواهم و در واقع انتخاب نکرد اما واقعا موقعیت‌هایی هست که باید «یا این یا آن» را انتخاب کرد.

این موقعیت‌های سرنوشت‌ساز می‌تواند باعث شود یک عمر اعتماد به نفس داشته باشید یا تمام عمر را در غارِ کبودِ بی‌اعتمادیِ به خود، حسرت بخورید. خب چه کار کنیم؟ از انتخاب فرار کنیم؟ نه! چون موریانه‌های فرار، اعتماد به خود را در سکوت خواهند خورد. راهش این است که مفهوم پارادوکس انتخاب را درک کنیم و تبعات انتخاب درست را هر چه باشد بپذیریم و اضطرابش را مدیریت کنیم. اینجاست که حتی اگر نتیجه بدی هم گرفتیم، اعتماد به نفس مان از کوه زمان سقوط نمی‌کند. پیشنهاد می‌کنیم برای درک این مفهوم، خلاصه کتاب پارادوکس انتخاب را در بوکاپو مطالعه کنید.

خلاصه کتاب پارادوکس انتخاب
زمانی که آزادی انتخاب، اضطراب می‌آورد
بری شوارتز
در ۲۹ دقیقه مطالعه کنید

نگاه چهارم؛ بپذیریم تا بتوانیم تغییر دهیم

تبدیل نقاط ضعف به قوت از طریق قانون پذیرش، یکی از راه‌هایی است که فرد را در راه تغییر قرار می‌دهد. بله! پذیرفتن شرایطی که خوب و ایده‌آل نیست، خیلی کار سختی است. اما می‌دانید سخت کی غیرقابل تحمل می‌شود؟ وقتی با نپذیرفتن، کتمان کنیم و رسیدن به شرایط خوب را دست‌نیافتنی در نظر بگیریم. پس بیایید خیلی واقع‌بینانه نقاط ضعف را با بررسی زمینه‌ و علتشان بشناسیم و راه رفع آنها و تبدیلشان به نقاط قوت را ترسیم کنیم. پذیرش، حتی می‌تواند باعث نگاه انتقادی و واقع‌بینانه ما بشود و از طرفی حتی مسیر رفتن به سمت نسخه بهتر خود را پیش پای ما بگذارد. این نسخه از ما. اما لزوما یک نسخه ایده‌آل و بی‌نقص نیست. بلکه انسانی است که سعی می‌کند همیشه بهترین کاری که می‌تواند را انجام دهد.

نگاه پنجم؛ کم هم زیاد است چون عادت‌های کوچک، نیروی محرکۀ خلقِ اهداف بزرگند

همه ما عادت‌های بدی داریم که اجازه نمی‌دهند کارها را سر موقع انجام دهیم. آنها حتی باعث آسیب به بدن و ذهنمان می‌شوند. نمی‌دانیم این‌ها از کجا آمده‌اند و تکرار اعصاب‌خوردکنشان باعث می‌شود، اعتمادمان به خودمان از دست برود. جالب این است که وقتی سعی می‌کنیم رفعشان کنیم، انگار مقاوم‌تر می‌شوند. اما بیایید به آن سمت ماجرا هم فکر کنیم چرا عادت‌هایی جدید خلق نمی‌کنیم؟ عادت‌هایی که باعث می‌شوند، جا برای عادات بد قبلی تنگ شود. می‌شود آرام‌آرام و با قدم‌های بسیار کوچک، با ایجاد عادت‌های کوچک به خلق اهداف بزرگ کمک کرد، فقط کافی است صبور باشیم. اینجاست که باید عادت‌های بد را مثل یک زخم باز، صبورانه ترمیم کنیم و عادت‌های خوب را به جای آن بگذاریم. درونی‌شدن عادت‌های خوب، ملکه ذهنمان را به سمت فتح سرزمین‌های موفقیت هدایت می‌کند. پیشنهاد بوکاپو برای مطالعه بیشتر در این زمینه ایده‌ها و نکات کلیدی کتاب ریز عادت ها است.

نگاه ششم؛ وقتی دقت، نشانۀ مهارت و مهارت نشانۀ اعتماد می‌شود

بی‌دقتی یکی از کلافگی‌های خیلی از ماست. برای مثال ممکن است در موقعیت‌های ساده‌ای مثل رانندگی، یک بی‌دقتی معمولی باعث شود هم خودمان و هم دیگران باعث سرکوفت ما بشوند. آنجاست که آن شرایط مثل یک خوره به جانمان می‌افتد و ممکن است کل اعتمادمان را بجود. اصلا ممکن است شما یکی از آن بی‌دقت‌ها باشید، باور کنید کلی تمرین‌های ساده هست که به شما کمک می‌کند حواس‌پرتی را کنار بگذارید، و از این طریق به خودتان اعتماد کنید. البته نیر ایال در این راستا کتاب بسیار ارزشمندی نوشته و به حواس پرتی از جنبه متفاوتی نگاه کرده است. ایده ها و نکات کلیدی کتاب ذهن حواس جمع را می‌توانید همین الان در بوکاپو مطالعه و یا به نسخه صوتی آن گوش کنید.

گذشته از این تمرکز نداشتن حتی خیلی هم چیز هولناکی نیست که شما بر اساسش خودتان را خرد کنید. هستند بعضی مطالب که از ارزش‌های اعجاب‌انگیز ذهن حواس پرت حرف می‌زنند و مدعی هستند که حتی این کار به یادگیری کمک می‌کند.

در نهایت این که دقت داشتن در یک کار می‌تواند از شما یک آدم توانمند و متخصص بسازد. در این حالت وقتی آدم‌های دیگر به حضور شما نیاز داشته باشند، مطمئنا شما وجود خودتان را ارزشمند در نظر می‌گیرید.

نگاه هفتم؛ با بدنمان مثل یک موجود زنده رفتار کنیم و نه ماشین

بدن، ماشینی نیست که یک راننده سوار آن شده باشد. ورزش مداوم و منظم نه‌تنها باعث افزایش توانایی‌ها می‌شود، بلکه به ذهنمان نظم می‌دهد و نظم را به یکی از ساختارهای فکر ما تبدیل می‌کند. البته هر نظم واقع‌بینانه‌ای با خودش انعطاف‌پذیری و تنوع را هم به همراه دارد. نظمی که به رفتارمان با بدن می‌دهیم، باعث می‌شود بتوانیم خودمان را هم مدیریت کنیم. از طرفی دقت در انتخاب رژیم غذایی، سبک زندگی را عوض می‌کند، برای ما یک فرهنگ شخصی می‌سازد و تجربه‌های فردیمان را تغییر می‌دهد.

کتاب اعتماد به نفس

کتاب اعتماد به نفس

یکی از بهترین و متفاوت‌ترین کتاب‌هایی که در مورد اعتماد به نفس می‌توانید بخوانید، کتاب در باب اعتماد به نفس اثر آلن دو باتن است. او نویسندۀ کتاب‌های معروف و پرخواننده‌ای مثل جستارهایی در باب عشق و معماری شادمانی است. در کتاب «در باب اعتماد به نفس» هم ما با نگاه متفاوت دو باتن روبه‌رو هستیم. او در این کتاب با نگاهی واقع‌بینانه و زبانی بسیار ساده و شیوا، مسئله اعتماد به خود را تحلیل می‌کند. در بسیاری از مواقع اصلا فکر می‌کنیم که کتاب در حال صحبت از زبان ماست و احساس آرامش زیادی به خواننده می‌دهد. علاوه بر توصیفات دقیق این کتاب با پیشنهادهایی عملی برای افزایش اعتماد به نفس مواجه می‌شویم.

آینده نگری

حرف آخر؛ وقتی گذشته می‌گوید: «نه‌ نمی‌توانی» اما آینده می‌گوید: «راهش را پیدا می‌کنی»

خیلی وقت‌ها وقتی تصمیم‌ گرفتیم به خودمان باور داشته باشیم، یاد گذشته‌ها مثل یک درۀ بزرگ خودش را مقابل راهمان قرار داده است. واقعا چرا در این موقعیت‌ها به آینده فکر نمی‌کنیم؟ به اتفاقات و موقعیت‌های جدیدی که باعث می‌شوند توانایی‌هایی از خودمان ببینیم که تا قبل از آنها اصلا از وجودشان بی‌خبر بوده‌ایم. گاهی لازم است با قرار دادن خودمان در موقعیت، ‌پای آینده را به زمان حال بکشیم و فقط کاری که می‌توانیم را انجام دهیم. حتی بعضی وقت‌ها می‌توانیم به جای عقب‌نشستن، خودمان را با موقعیت‌های مواجه کنیم که قبلا باعث از بین رفتن اعتمادمان شده‌اند. راه‌حل شما چیست و چه جواب‌هایی می‌دهید به سوال چگونه اعتماد به نفس داشته باشیم؟

اگر به این موضوعات روانشناسی علاقه دارید، خواندن خلاصه کتاب های روانشناسی بوکاپو را هم پیشنهاد می‌دهیم.

سوالات متداول
اعتماد به نفس چیست؟

اعتماد به نفس یعنی اطمینان از خود و توانایی‌های خود با نگاهی واقع‌بینانه. اعتماد به نفس فهم درونی از توانایی‌هایی است که با آن می‌توانیم خودمان و موقعیت‌هایمان را تغییر دهیم. این فهم درونی باعث احساس امنیت در افراد می‌شود. همچنین برای مطالعه در مورد تفاوت اعتماد به نفس و عزت نفس می‌توانید کتاب شش ستون عزت نفس را مطالعه کنید.

چگونه اعتماد به نفس خود را بالا ببریم؟

هدف‌داشتن، تنظیم کارها، تقسیم مراحل رسیدن به هدف به مراحل کوچک‌تر و در نهایت رسیدن به موفقیت و احساس پیشرفت یکی از راه‌هاست. تلاش برای قاطع بودن، دفاع از حق خود، تمرکز بر یک کار و پیگیری آن و نگاه بلندمت و فکرشده هم از راه‌های موثر دیگر است. یادگیری، افزایش توانایی‌های فردی و کمک به دیگران را هم نباید فراموش کرد.

علائم کمبود اعتماد به نفس چیست؟

ترسیدن از قرارگیری در موقعیت، فرار از ابراز حضور در جمع، انزوا، عدم پیگیری، به تعویق انداختن کارهای ساده به‌‌دلیل پیچیده‌شدن آن کارها، از علائم کمبود اعتماد به نفس هستند. انتقادناپذیری، ترس از رد شدن، تغییر عقیده سریع، مقایسه خود با دیگران و مقصر شناختن آنها و موضع‌گیری در برابر تغییر، بقیۀ علائم هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *