۴۲ مورد از مکانیسم های دفاعی در روانشناسی با مثال و دلیل

فهرست مطالب

زمان مطالعه: 17 دقیقه

همه ما در موقعیت‌هایی از زندگی قرار گرفته‌ایم که برای فرار از حقیقت تلخ یا کاهش رنج درونی، به رفتارهایی پناه برده‌ایم که شاید خودمان هم دلیل‌شان را نمی‌دانستیم. مکانیسم های دفاعی در روانشناسی، همان سپر‌های نامرئی هستند که ذهن ما برای محافظت از خود در برابر اضطراب، تنش و افکار ناخوشایند می‌سازد. درک این دفاع های روانی نه تنها به خودشناسی عمیق‌تر منجر می‌شود، بلکه روابط ما با دیگران را نیز بهبود می‌بخشد. اگر تا به حال برایتان سوال شده که چرا در لحظات حساس به جای رویارویی با مشکل، آن را انکار می‌کنید یا به شوخی می‌گیرید، مطالعه این مقاله از مجله بوکاپو برای شما ضروری است. ما در این مطلب به بررسی دقیق انواع مکانیسم دفاعی در روانشناسی می‌پردازیم تا نردبانی برای ارتقای سلامت روان شما بسازیم.

مکانیسم دفاعی چیست؟

به زبان ساده، مکانیسم دفاعی یک استراتژی روان‌شناختی است که توسط ضمیر ناخودآگاه اجرا می‌شود تا فرد را در برابر اضطراب ناشی از واقعیت محافظت کند. ذهن انسان برای حفظ تعادل درونی، زمانی که با تهدیدهای بیرونی یا تعارض‌های درونی مواجه می‌شود، از این ابزارها استفاده می‌کند. این دفاع های روانشناسی به خودی خود بد نیستند؛ درواقع آن‌ها مانند یک فیوز مینیاتوری عمل می‌کنند که از سوختن مدارات روانی ما در برابر ولتاژ بالای استرس جلوگیری می‌کنند. با این حال، تکیه بیش از حد بر مکانیسم های دفاعی روان می‌تواند مانع از رشد فردی و مواجهه واقع‌بینانه با چالش‌های زندگی شود. در روانشناسی تکاملی، این ابزارها به عنوان رفتارهایی برای حفظ یکپارچگی روان انسان در برابر خطرات محیطی شناخته می‌شوند.

مکانیسم های دفاعی را چه شخصی شناسایی کرد؟

ریشه اصلی این بحث به نظریات زیگموند فروید برمی‌گردد. مکانیزم های دفاعی فروید بخشی از ساختار نظری او درباره روان انسان (نهاد، ایگو و فراخود) است. هرچند زیگموند فروید تعدادی از این دفاع‌ها را معرفی کرد، اما دخترش، آنا فروید بود که به این مفاهیم نظم بخشید و آن‌ها را در کتاب «من و مکانیسم‌های دفاعی» به طور علمی دسته‌بندی کرد. آن‌ها معتقد بودند که ضمیر ناخودآگاه از این ابزارها استفاده می‌کند تا از ورود تکانه‌های ناخوشایند به سطح آگاهی جلوگیری کند. بعدها روانشناسانی مانند جورج وایلانت این مدل را گسترش دادند و مکانیسم های دفاعی را در سطوح مختلفی از پختگی روانی تقسیم کردند که امروزه مبنای تشخیص‌های بالینی است.

خلاصه کتاب فروید
زندگی‌نامه زیگموند فروید بنیانگذار علم روانکاری
پیتر گی
در ۳۶ دقیقه مطالعه کنید
مشاهده کتاب فروید

انواع مکانیزم های دفاعی از نظر پختگی روانی

جورج وایلانت، انواع مکانیسم های دفاعی در روانکاوی را بر اساس میزان کارآمدی و پختگی به چهار سطح تقسیم کرد:

سطح اول: مکانیسم های دفاعی آسیب‌زا

این دفاع‌ها در پایین‌ترین سطح پختگی قرار دارند و معمولاً در کودکان یا در شرایط بحرانی شدید (مانند روان‌پریشی) دیده می‌شوند. در این سطح، فرد، واقعیت بیرونی را به طور کامل نادیده می‌گیرد یا آن را به شکلی کاملاً متفاوت بازسازی می‌کند تا با دنیای درونی‌اش منطبق شود.

  • مثال ۱: فردی که عزیز خود را از دست داده، همچنان برای او میز شام می‌چیند و وانمود می‌کند او در اتاق است.
  • مثال ۲: کسی که به یک بیماری لاعلاج مبتلا شده، به کلی وجود علائم بیماری را کتمان می‌کند.

سطح دوم: مکانیسم های دفاعی نابالغانه

این مکانیزم های دفاعی در نوجوانان و گاهی در بزرگسالانِ تحت فشار دیده می‌شوند. هدف آن‌ها کاهش اضطراب ناشی از تهدیدهای محیطی است، اما معمولاً منجر به رفتارهای ناهنجار و آسیب به روابط اجتماعی می‌شوند.

  • مثال ۱: کارمندی که از رئیسش عصبانی است، به جای گفتگو، با تأخیر آگاهانه در کارها (انفعالی-تهاجمی) انتقام می‌گیرد.
  • مثال ۲: فردی که در یک جمع احساس ناامنی می‌کند، شروع به خیالبافی درباره قدرت و ثروت خود می‌کند.

سطح سوم: مکانیسم های دفاعی روان‌رنجورانه

این سطح شامل انواع مکانیزم های دفاعی در روانشناسی است که در کوتاه‌مدت برای افراد عادی موثرند، اما در بلندمدت باعث ایجاد تنش‌های درونی و اضطراب دائمی می‌شوند. این دفاع‌ها سعی در کنترل عواطف و افکار دارند.

  • مثال ۱: شخصی که از همکارش متنفر است، با او بیش از حد مهربان رفتار می‌کند (واکنش وارونه).
  • مثال ۲: فردی که برای اشتباهات خود دلایل منطقی اما غیرواقعی می‌آورد (دلیل‌تراشی).

سطح چهارم: مکانیسم های دفاعی بالغانه

این‌ها سالم‌ترین دفاع در روانشناسی هستند. افراد دارای سلامت روان بالا از این روش‌ها برای مدیریت تعارضات استفاده می‌کنند. این دفاع‌ها به فرد کمک می‌کنند تا به جای فرار از درد، آن را به مسیری سازنده هدایت کند.

  • مثال ۱: استفاده از شوخی برای کاهش سنگینی یک فضای متشنج.
  • مثال ۲: تبدیل خشم ناشی از شکست به انگیزه برای تمرین ورزشی سخت (والایش).

انواع مکانیسم های دفاعی در روانشناسی با مثال

در ادامه به بررسی انواع مکانیزم‌ های دفاعی با مثال پرداخته‌ایم:

۱. انکار (Denial)؛ یکی از رایج ترین مکانیسم های دفاعی در روانشناسی

انکار یعنی رد واقعیت‌های بیرونی که برای فرد، غیرقابل تحمل هستند. این روش در دسته مکانیسم‌های آسیب‌زا قرار می‌گیرد و ذهن از پذیرش آنچه اتفاق افتاده امتناع می‌کند.

  • مثال ۱: معتادی که اصرار دارد هر زمان بخواهد می‌تواند مصرف را قطع کند.
  • مثال ۲: پدری که با وجود مدارک تحصیلی ضعیف فرزندش، اصرار دارد او نابغه است.
  • مثال ۳: نادیده گرفتن علائم جدی یک بیماری قلبی.
  • مثال ۴: انکار بدهی‌های مالی سنگین و ادامه دادن به ولخرجی.
  • مثال ۵: باور نکردن خبر مرگ یک دوست صمیمی در روزهای اول.

۲. تحریف (Distortion)

در این مکانیسم، فرد واقعیت را به گونه‌ای تغییر می‌دهد که با نیازهای درونی‌اش سازگار شود. این دفاع نیز در سطح آسیب‌زا قرار دارد.

  • مثال ۱: اعتقاد به اینکه یک فاجعه طبیعی صرفاً برای تنبیه شخصی او رخ داده است.
  • مثال ۲: تغییر دادن جزئیات یک خاطره تلخ برای مقصر جلوه دادن دیگران.
  • مثال ۳: تصور اینکه همه مردم در حال توطئه علیه او هستند.
  • مثال ۴: تفسیر مهربانی معمولی یک غریبه به عنوان عشق عمیق.
  • مثال ۵: بازسازی ذهنی یک شکست شغلی به عنوان یک پیروزی استراتژیک.

۳. فرافکنی هذیانی (Delusional Projection)

این مکانیسم شامل نسبت دادن احساسات درونی به دنیای بیرون به شکلی غیرواقعی و شدید است که در سطح آسیب‌زا دسته‌بندی می‌شود.

  • مثال ۱: فردی که افکار خشونت‌آمیز دارد، معتقد است نیروهای ماورایی به او دستور می‌دهند.
  • مثال ۲: توهم اینکه همسایه‌ها از طریق دیوارهای خانه جاسوسی او را می‌کنند.
  • مثال ۳: باور به اینکه افکارش توسط دیگران خوانده می‌شود.
  • مثال ۴: انتساب شکست‌های زندگی به جادوی دشمنان خیالی.
  • مثال ۵: ادعای اینکه یک شخصیت مشهور عاشق اوست بدون هیچ ارتباطی.

۴. فرافکنی (Projection)

یکی از معروف‌ترین مکانیسم های دفاعی روان انسان ها است که در آن، فرد ویژگی‌های منفی خود را به دیگران نسبت می‌دهد (سطح نابالغانه). فرافکنی است؛ یعنی آنچه در خود نمی‌پسندیم را در دیگران می‌بینیم.

  • مثال ۱: فردی که خودش خیانتکار است، مدام همسرش را به خیانت متهم می‌کند.
  • مثال ۲: دانش‌آموز تنبلی که می‌گوید: «معلم با من لج است».
  • مثال ۳: فردی خسیس که دیگران را به پول‌پرستی متهم می‌کند.
  • مثال ۴: کسی که نسبت به دیگران خشمگین است، ادعا می‌کند همه با او دشمنی دارند.
  • مثال ۵: مدیری که ضعف مدیریتی خود را به گردن بی‌عرضگی کارمندان می‌اندازد.
فرافکنی چیست و چرا همه ما آن را انجام می‌دهیم؟ پیشنهاد مطالعه: فرافکنی چیست و چرا همه ما آن را انجام می‌دهیم؟

۵. خیالبافی (Fantasy)

پناه بردن به دنیای تخیل برای فرار از مشکلات واقعی و عدم رضایت از زندگی، که یک دفاع نابالغانه است.

  • مثال ۱: دانش‌آموزی که به جای درس خواندن، تصور می‌کند برنده جایزه نوبل شده است.
  • مثال ۲: فردی تنها که ساعت‌ها وقت خود را صرف تصور رابطه عاشقانه با یک مدل می‌کند.
  • مثال ۳: کارمندی که در رویاهایش رئیس خود را اخراج می‌کند.
  • مثال ۴: فرار از فقر از طریق تصور دائم برنده شدن در قرعه‌کشی.
  • مثال ۵: ساختن یک زندگی ایده آل و غیرواقعی در شبکه‌های اجتماعی.

۶. جسمانی‌سازی (Somatization)

تبدیل اضطراب‌های روانی به دردهای جسمی بدون وجود علت پزشکی مشخص که یک دفاع نابالغانه محسوب می‌شود.

  • مثال ۱: دچار شدن به دل‌درد شدید قبل از یک سخنرانی مهم.
  • مثال ۲: سردردهای مزمن ناشی از استرس‌های کاری حل نشده.
  • مثال ۳: فلج موقت دست در اثر خشم شدید فروخورده.
  • مثال ۴: لرزش بدن هنگام مواجهه با یک موقعیت عاطفی دشوار.
  • مثال ۵: بروز لکه‌های پوستی در زمان امتحانات.

۷. انفعالی-تهاجمی (Passive-Aggression)

بیان غیرمستقیم خشم و خصومت که از جمله دفاع های روانی نابالغانه است.

  • مثال ۱: دیر رساندن یک گزارش مهم برای انتقام از مدیر.
  • مثال ۲: سکوت طولانی (قهر) به جای صحبت درباره ناراحتی.
  • مثال ۳: تمجیدهای کنایه‌آمیز از موفقیت دیگران.
  • مثال ۴: «فراموش کردن» عمدی انجام کاری که از فرد خواسته شده است.
  • مثال ۵: انجام دادن کارها با کندی بیش از حد برای آزار دیگران.

۸. برون‌ریزی (Acting Out)

فرد به جای تحمل فشار روانی، آن را مستقیماً به رفتار (معمولاً مخرب) تبدیل می‌کند (سطح نابالغانه).

  • مثال ۱: پرت کردن اشیاء هنگام عصبانیت به جای صحبت کردن.
  • مثال ۲: مصرف الکل یا مواد پس از یک شکست عاطفی.
  • مثال ۳: بریدن دست یا آسیب به خود برای کاهش فشار روانی.
  • مثال ۴: رانندگی پرخطر پس از دعوا با والدین.
  • مثال ۵: فریاد زدن بر سر غریبه‌ها در خیابان برای خالی کردن خشم.

۹. ایده‌آل‌سازی (Idealization)

بزرگ‌نمایی افراطی ویژگی‌های مثبت یک فرد یا موقعیت برای فرار از نقص‌های واقعیت (سطح نابالغانه).

  • مثال ۱: تصور اینکه شریک عاطفی جدید، هیچ عیبی ندارد و کامل است.
  • مثال ۲: پرستش یک رهبر سیاسی به عنوان یک موجود معصوم.
  • مثال ۳: باور به اینکه یک محصول خاص تمام مشکلات زندگی را حل می‌کند.
  • مثال ۴: تبدیل کردن یک دوست معمولی به یک قهرمان اسطوره‌ای.
  • مثال ۵: ایده‌آل‌سازی دوران کودکی و نادیده گرفتن تلخی‌های آن.

۱۰. درون‌افکنی (Introjection)

پذیرفتن ویژگی‌ها یا ارزش‌های دیگران در ساختار روانی خود، به ویژه برای کاهش ترس از دست دادن آن‌ها (سطح نابالغانه).

  • مثال ۱: کودکی که برای کاهش ترس از پدر سخت‌گیرش، رفتارهای او را تقلید می‌کند.
  • مثال ۲: پذیرفتن تمام عقاید مذهبی یا سیاسی والدین بدون نقد.
  • مثال ۳: فردی که بعد از مرگ همسر، علایق و عادات او را تکرار می‌کند.
  • مثال ۴: تقلید سبک لباس پوشیدن یک سلبریتی برای کسب هویت.
  • مثال ۵: درونی کردن صدای سرزنشگر والدین در بزرگسالی.

۱۱. ارزش‌زدایی (Devaluation)؛ از مخرّب‌ترین مکانیسم های دفاعی در روانشناسی

نقطه مقابل ایده‌آل‌سازی؛ نسبت دادن ویژگی‌های کاملاً منفی به دیگران برای محافظت از خود (سطح نابالغانه).

  • مثال ۱: تحقیر کردن موفقیت همکار برای کاهش حسادت درونی.
  • مثال ۲: «بی‌ارزش» خواندن شریک عاطفی سابق پس از جدایی.
  • مثال ۳: تمسخر تحصیلات عالی چون فرد خودش موفق به تحصیل نشده است.
  • مثال ۴: بی‌ارزش شمردن جایزه‌ای که فرد در کسب آن ناکام مانده.
  • مثال ۵: ابله دانستن هر کسی که نظری مخالف با او دارد.

۱۲. جداکنندگی یا دونیم‌سازی (Splitting)

ناتوانی در دیدن ویژگی‌های مثبت و منفی به طور همزمان در یک فرد؛ آدم‌ها یا «فرشته» هستند یا «شیطان» (سطح نابالغانه).

  • مثال ۱: پرستاری که یک روز پزشک را بهترین آدم دنیا می‌بیند و روز بعد بدترین.
  • مثال ۲: سیاه و سفید دیدن تمام مسائل سیاسی.
  • مثال ۳: قطع رابطه کامل با دوستی که فقط یک اشتباه کوچک کرده است.
  • مثال ۴: تغییر ناگهانی از عشق شدید به نفرت عمیق.
  • مثال ۵: تقسیم‌بندی همکاران به دو گروه «خودی» و «دشمن».

۱۳. جابه‌جایی (Displacement)

انتقال احساسات از هدف اصلی به یک هدف جایگزین که خطر کمتری دارد (سطح روان‌رنجورانه).

  • مثال ۱: کارمندی که از رئیسش عصبانی است و در خانه سر فرزندش فریاد می‌زند.
  • مثال ۲: لگد زدن به در پس از شنیدن یک خبر بد.
  • مثال ۳: خالی کردن حرص ناشی از ترافیک روی همسر.
  • مثال ۴: دعوا با گربه خانگی وقتی از خودمان ناراضی هستیم.
  • مثال ۵: توهین به یک اقلیت ضعیف به دلیل ناکامی‌های اقتصادی.
انواع شخصیت در روانشناسی پیشنهاد مطالعه: انواع شخصیت در روانشناسی

۱۴. دلیل‌تراشی (Rationalization)

توجیه رفتارهای اشتباه یا شکست‌ها با دلایل منطقی‌نما اما غلط (سطح روان‌رنجورانه).

  • مثال ۱: «در این امتحان رد شدم چون سوالات استاندارد نبود» (در حالی که درس نخوانده بود).
  • مثال ۲: دزدیدن اموال شرکت با این توجیه که «حقوقم کم است».
  • مثال ۳: رها کردن ورزش با این دلیل که «هوا آلوده است».
  • مثال ۴: توجیه خیانت با گفتن اینکه «همسرم به من بی‌توجه بود».
  • مثال ۵: «بچه‌ام را زدم تا آدم شود و تربیت درستی پیدا کند».

۱۵. واکنش وارونه (Reaction Formation)

انجام رفتاری که دقیقاً برعکس تمایلات واقعی و ناخودآگاه فرد است (سطح روان‌رنجورانه).

  • مثال ۱: مادری که از فرزند ناخواسته‌اش متنفر است؛ اما بیش از حد به او محبت می‌کند.
  • مثال ۲: شخصی که به کسی علاقه دارد؛ اما در ظاهر با او بدرفتاری می‌کند.
  • مثال ۳: مبارزه افراطی با الکل توسط کسی که خودش تمایل شدیدی به مصرف دارد.
  • مثال ۴: خوش‌رویی تصنعی با رقیبی که از او متنفریم.
  • مثال ۵: تظاهر به شجاعت مفرط در حالی که فرد به شدت ترسو است.

۱۶. سرکوب (Repression)

راندن افکار و خاطرات دردناک به لایه‌های زیرین ضمیر ناخودآگاه به طور غیرارادی (سطح روان‌رنجورانه).

  • مثال ۱: فراموش کردن خاطره تلخ یک تصادف وحشتناک.
  • مثال ۲: به یاد نیاوردن نام شخصی که از او خاطره بدی داریم.
  • مثال ۳: سرکوب تمایلات جنسی که با باورهای اخلاقی فرد در تضاد است.
  • مثال ۴: فراموش کردن وعده ملاقات با کسی که از او می‌ترسیم.
  • مثال ۵: عدم یادآوری توهین‌هایی که در کودکی شنیده‌ایم.

۱۷. عقلانی‌سازی (Intellectualization)

تمرکز بر جزئیات فنی و علمی یک فاجعه برای دوری از احساسات دردناک آن (سطح روان‌رنجورانه).

  • مثال ۱: فردی که پس از مرگ همسرش، فقط درباره هزینه‌های کفن و دفن حرف می‌زند.
  • مثال ۲: صحبت درباره آمار جراحی‌های ناموفق به جای ابراز ترس از عمل خودش.
  • مثال ۳: تحلیل فلسفی تنهایی به جای گریه کردن برای دلتنگی.
  • مثال ۴: بررسی ساختار شیمیایی مواد مخدر توسط پدری که پسرش معتاد شده است.
  • مثال ۵: استفاده از لغات پیچیده پزشکی برای توصیف یک درد ساده.

۱۸. ابطال (Undoing)

تلاش برای جبران یک فکر یا عمل بد با انجام یک رفتار نمادین خوب (سطح روان‌رنجورانه).

  • مثال ۱: خریدن هدیه گران‌قیمت برای همسر پس از خیانت ذهنی به او.
  • مثال ۲: شستن مکرر دست‌ها برای پاک کردن گناهان خیالی (در وسواس).
  • مثال ۳: صدقه دادن بلافاصله پس از داشتن یک فکر غیراخلاقی.
  • مثال ۴: عذرخواهی‌های مکرر و بی‌دلیل بابت خطاهای کوچک.
  • مثال ۵: انجام کارهای خیرخواهانه مفرط توسط یک بیزنس‌من فاسد.

۱۹. انزوا (Isolation of Affect)

جدا کردن احساس از یک خاطره یا فکر؛ فرد واقعه را به یاد می‌آورد؛ اما هیچ حسی نسبت به آن ندارد (سطح روان‌رنجورانه).

  • مثال ۱: تعریف کردن داستان شکنجه شدن با لحنی کاملاً خونسرد و بی‌روح.
  • مثال ۲: جراحی که در حین عمل، احساس ترحم به بیمار را کاملاً قطع می‌کند.
  • مثال ۳: توصیف صحنه تصادف بدون هیچ‌گونه لرزش صدا یا ناراحتی.
  • مثال ۴: جدا کردن لذت جنسی از عشق در روابط.
  • مثال ۵: صحبت درباره فقر با رویکرد صرفاً آماری و بدون همدلی.

۲۰. واپس‌روی (Regression)

برگشت به الگوهای رفتاری دوران کودکی در مواجهه با استرس (سطح روان‌رنجورانه).

  • مثال ۱: قهر کردن و لب لوچه آویزان کردن یک بزرگسال در دعوا.
  • مثال ۲: شب‌ادراری کودکی که تازه صاحب برادر شده است.
  • مثال ۳: پناه بردن به آغوش مادر و گریه کودکانه در هنگام مشکلات مالی.
  • مثال ۴: جویدن ناخن یا مداد در جلسات امتحان.
  • مثال ۵: استفاده از کلمات نوزادگونه توسط یک فرد بالغ برای جلب توجه.

۲۱. برون‌فکنی (Externalization)

تمایل به ادراک دنیای بیرونی و عوامل محیطی به عنوان مسئول مشکلات درونی (سطح روان‌رنجورانه).

  • مثال ۱: «شانس ندارم، به خاطر همین شکست خوردم».
  • مثال ۲: متهم کردن وضعیت اقتصادی به جای تلاش برای ارتقای مهارت.
  • مثال ۳: اعتقاد به اینکه همه دنیا دست به دست هم داده‌اند تا او موفق نشود.
  • مثال ۴: انتساب بداخلاقی خود به گرمای هوا.
  • مثال ۵: مقصر دانستن تکنولوژی در فاصله گرفتن اعضای خانواده.

۲۲. انفکاک (Dissociation)

جدا شدن موقتی از شخصیت یا محیط اطراف برای فرار از ضربه روحی (سطح روان‌رنجورانه).

  • مثال ۱: احساس اینکه فرد دارد از بالا به بدن خودش نگاه می‌کند (در زمان حادثه).
  • مثال ۲: غرق شدن در دنیای خیال به طوری که فرد صدای اطرافیان را نمی‌شنود.
  • مثال ۳: فراموشی گذرای هویت شخصی پس از یک تروما.
  • مثال ۴: احساس «خواب‌گونه» بودن واقعیت در لحظات سخت.
  • مثال ۵: داشتن شخصیت‌های متفاوت در محیط‌های مختلف (به شکل افراطی).

۲۳. بازداری (Inhibition)

کاهش ارادی یا ناخودآگاه فعالیت‌ها برای جلوگیری از بروز تعارض‌های درونی (سطح روان‌رنجورانه).

  • مثال ۱: نرفتن به مهمانی برای جلوگیری از حسادت به دیگران.
  • مثال ۲: ننوشتن مقاله به دلیل ترس از قضاوت شدن.
  • مثال ۳: سرکوب خلاقیت هنری به دلیل ترس از متفاوت بودن.
  • مثال ۴: اجتناب از صحبت در جمع برای جلوگیری از تپق زدن.
  • مثال ۵: کنار گذاشتن ورزش حرفه‌ای به دلیل ترس از شکست.

۲۴. والایش (Sublimation)

تبدیل تکانه‌های ناپذیرفتنی (مثل خشم یا میل جنسی) به فعالیت‌های ارزشمند اجتماعی (سطح بالغانه).

  • مثال ۱: تبدیل خشم ناشی از نابرابری اجتماعی به نوشتن یک رمان انتقادی.
  • مثال ۲: فردی با تمایلات تهاجمی که به یک جراح ماهر یا بوکسور تبدیل می‌شود.
  • مثال ۳: خلق آثار هنری زیبا از دل غم و اندوه بزرگ.
  • مثال ۴: تبدیل حس رقابت‌طلبی به تلاش برای رشد یک استارتاپ.
  • مثال ۵: صرف انرژی خشم در تمیز کردن کل خانه.

۲۵. نوع‌دوستی (Altruism)

خدمت به دیگران برای کسب رضایت درونی و کاهش اضطراب (سطح بالغانه).

  • مثال ۱: فردی که در کودکی گرسنگی کشیده، اکنون یک خیریه غذا راه‌اندازی کرده است.
  • مثال ۲: کمک به دانش‌آموزان ضعیف برای جبران حس حقارت تحصیلی گذشته.
  • مثال ۳: پرستاری از بیماران برای تسکین غم از دست دادن عزیزان.
  • مثال ۴: مشاوره دادن رایگان به جوانان برای حس مفید بودن.
  • مثال ۵: فعالیت در گروه‌های حفاظت از محیط زیست.

۲۶. شوخ‌طبعی (Humor)

استفاده از طنز برای مواجهه با حقایق تلخ زندگی بدون آسیب دیدن (سطح بالغانه).

  • مثال ۱: جوک ساختن درباره مشکلات اقتصادی برای تحمل فشار.
  • مثال ۲: خندیدن به اشتباهات شخصی در یک جمع عمومی.
  • مثال ۳: استفاده از طنز سیاه در موقعیت‌های خطرناک.
  • مثال ۴: لقب گذاشتن خنده‌دار برای بیماری خود.
  • مثال ۵: آرام کردن یک فضای متشنج با یک شوخی به‌موقع.

۲۷. پذیرش (Acceptance)

پذیرفتن واقعیت‌های غیرقابل تغییر زندگی با آرامش (سطح بالغانه).

  • مثال ۱: پذیرش اینکه پیر شدن بخشی طبیعی از زندگی است.
  • مثال ۲: کنار آمدن با محدودیت‌های جسمی ناشی از یک حادثه.
  • مثال ۳: پذیرفتن اینکه نمی‌توان همه مردم را راضی نگه داشت.
  • مثال ۴: قبول کردن اشتباهات گذشته و تلاش برای جبران آن‌ها.
  • مثال ۵: پذیرش مرگ به عنوان بخشی از چرخه حیات.

۲۸. درون‌نگری (Introspection)

بررسی عمیق افکار و احساسات خود برای درک ریشه رفتارها (سطح بالغانه).

  • مثال ۱: نوشتن دفترچه خاطرات روزانه برای تحلیل واکنش‌ها.
  • مثال ۲: فکر کردن به اینکه چرا از حرف فلان شخص ناراحت شدم.
  • مثال ۳: وقت گذاشتن برای خلوت و مدیتیشن.
  • مثال ۴: تحلیل الگوهای تکراری در روابط عاطفی.
  • مثال ۵: پرسیدن این سوال از خود: «واقعاً از چه چیزی می‌ترسم؟».

۲۹. سرکوب آگاهانه (Suppression)

تصمیم ارادی برای فکر نکردن به یک موضوع آزاردهنده تا زمان مناسب (سطح بالغانه).

  • مثال ۱: «الان باید روی امتحان تمرکز کنم، بعداً به دعوای دیشب فکر می‌کنم».
  • مثال ۲: نادیده گرفتن خشم در محیط کار و بررسی آن در خانه.
  • مثال ۳: به تعویق انداختن نگرانی درباره نتایج آزمایش تا روز دریافت آن.
  • مثال ۴: تمرکز بر کار در حین پروسه طلاق.
  • مثال ۵: کنترل گریه در یک مراسم رسمی و گریستن در تنهایی.

۳۰. پیش‌بینی (Anticipation)

برنامه‌ریزی و آمادگی روانی برای چالش‌های احتمالی آینده (سطح بالغانه).

  • مثال ۱: تصور کردن سوالات سخت مصاحبه و تمرین برای آن‌ها.
  • مثال ۲: پس‌انداز کردن برای روزهای مبادا.
  • مثال ۳: آمادگی برای غم احتمالی از دست دادن یک حیوان خانگی پیر.
  • مثال ۴: مطالعه درباره چالش‌های سال اول ازدواج قبل از عقد.
  • مثال ۵: داشتن نقشه جایگزین (Plan B) برای پروژه‌های کاری.

۳۱. بردباری (Tolerance)

توانایی تحمل سختی‌ها و تفاوت‌ها بدون واکنش‌های تکانشی (سطح بالغانه).

  • مثال ۱: تحمل شنیدن نظرات مخالف در یک بحث سیاسی.
  • مثال ۲: صبر کردن در ترافیک سنگین بدون بوق زدن مدام.
  • مثال ۳: تحمل رفتارهای ناپخته یک کودک.
  • مثال ۴: ماندن در یک شرایط کاری سخت برای رسیدن به هدفی بزرگتر.
  • مثال ۵: پذیرش تفاوت‌های فرهنگی در یک سفر خارجی.

۳۲. بخشش (Forgiveness)

رهایی از خشم و کینه نسبت به دیگران برای آرامش خود (سطح بالغانه).

  • مثال ۱: بخشیدن دوستی که در گذشته خیانت کرده است.
  • مثال ۲: رها کردن کینه از والدین بابت اشتباهات تربیتی‌شان.
  • مثال ۳: بخشیدن خود بابت فرصت‌های از دست رفته.
  • مثال ۴: پاسخ دادن به بدی دیگران با مهربانی.
  • مثال ۵: فراموش کردن بدهی کسی که توان پرداخت ندارد.

۳۳. همانندسازی (Identification)

الگوبرداری از ویژگی‌های مثبت دیگران برای تقویت اعتماد به نفس (سطح بالغانه/روان‌رنجورانه).

  • مثال ۱: تقلید از نظم و انضباط یک مدیر موفق.
  • مثال ۲: الگو قرار دادن یک نویسنده بزرگ در سبک نگارش.
  • مثال ۳: پوشیدن لباس ورزشی قهرمان مورد علاقه برای انگیزه گرفتن.
  • مثال ۴: پذیرفتن ارزش‌های اخلاقی یک معلم دلسوز.
  • مثال ۵: همانندسازی با قهرمان یک کتاب در مواجهه با مشکلات.

۳۴. همانندسازی با مهاجم (Identification with the Aggressor)

فرد برای کاهش ترس از شخص قدرتمند و آزارگر، ویژگی‌های او را تقلید می‌کند (سطح نابالغانه).

  • مثال ۱: زندانی‌ای که مثل زندان‌بان‌های بی‌رحم با سایر زندانی‌ها رفتار می‌کند.
  • مثال ۲: کودکی که توسط قلدرهای مدرسه آزار دیده و خودش قلدر می‌شود.
  • مثال ۳: کارمندی که مدیر مستبدی دارد و با زیردستانش همان‌گونه رفتار می‌کند.
  • مثال ۴: تقلید لحن تحقیرآمیز همسر آزارگر.
  • مثال ۵: پذیرفتن ایدئولوژی کسانی که فرد را سرکوب کرده‌اند.

۳۵. پارسایی (Asceticism)

حذف لذت‌های مادی و جسمانی برای رسیدن به اهداف معنوی یا کاهش اضطراب (سطح روان‌رنجورانه).

  • مثال ۱: روزه‌های طولانی برای تنبیه خود بابت افکار گناه‌آلود.
  • مثال ۲: زندگی در اتاق خالی و بدون امکانات برای تمرکز بر درس.
  • مثال ۳: پرهیز از هرگونه رابطه عاطفی به دلیل ترس از آسیب.
  • مثال ۴: بخشیدن تمام اموال به دلیل حس گناه ناشی از ثروت.
  • مثال ۵: ریاضت‌های شدید بدنی.

۳۶. بزرگ‌منشی (Omnipotence)

احساس کاذب برتری و قدرت مطلق برای پوشاندن حس حقارت (سطح نابالغانه).

  • مثال ۱: مدیری که فکر می‌کند شرکت بدون او یک ساعت هم دوام نمی‌آورد.
  • مثال ۲: فردی که معتقد است می‌تواند تمام مشکلات جهان را حل کند.
  • مثال ۳: نادیده گرفتن نصایح متخصصان با این ادعا که «خودم همه چیز را می‌دانم».
  • مثال ۴: تحقیر اطرافیان برای نشان دادن قدرت خود.
  • مثال ۵: رفتار به گونه‌ای که انگار قوانین برای او وضع نشده‌اند.

۳۷. انقیاد (Submissiveness)

تسلیم شدن کامل در برابر اراده دیگران برای جلوگیری از تعارض (سطح نابالغانه).

  • مثال ۱: همیشه «بله» گفتن به درخواست‌های نامعقول دیگران.
  • مثال ۲: نداشتن هیچ نظری از خود در جمع‌های دوستانه.
  • مثال ۳: اطاعت محض از همسر حتی در موارد آسیب‌زا.
  • مثال ۴: فدا کردن تمام خواسته‌های شخصی برای رضایت والدین.
  • مثال ۵: ترس از ابراز وجود در محیط کار.

۳۸. تغییر جهت (Turning against the Self)

هدایت خشم یا انتقادی که باید متوجه دیگران باشد، به سمت خود (سطح روان‌رنجورانه).

  • مثال ۱: سرزنش خود بابت اشتباهی که دیگری مرتکب شده است.
  • مثال ۲: آسیب زدن به خود فیزیکی پس از شکست در رابطه.
  • مثال ۳: ایجاد افکار خودتخریبی و افسردگی به جای ابراز خشم به رئیس.
  • مثال ۴: محروم کردن خود از غذا یا خواب به عنوان تنبیه.
  • مثال ۵: ایجاد بیماری‌های روان‌تنی با خودخوری دائمی.

۳۹. جبران (Compensation)

تلاش برای پوشاندن ضعف در یک زمینه، با افراط در زمینه‌ای دیگر (سطح روان‌رنجورانه/بالغانه).

  • مثال ۱: شخصی که در تحصیل موفق نیست، در ورزش قهرمان می‌شود.
  • مثال ۲: فرد کوتاه‌قدی که با رفتارهای مقتدرانه سعی در جبران کوتاهی قدش دارد.
  • مثال ۳: کسی که روابط اجتماعی ضعیفی دارد، در کارش بسیار غرق می‌شود.
  • مثال ۴: خرید ماشین گران‌قیمت برای جبران حس حقارت خانوادگی.
  • مثال ۵: مطالعه زیاد برای جبران لکنت زبان.

۴۰. تخیّل اسکیزوئید (Schizoid Fantasy)

کناره‌گیری از روابط واقعی و پناه بردن به دنیای درونی برای جلوگیری از صمیمیت (سطح نابالغانه).

  • مثال ۱: فردی که هیچ دوستی ندارد و با شخصیت‌های خیالی حرف می‌زند.
  • مثال ۲: غرق شدن در بازی‌های کامپیوتری به مدت طولانی در روز.
  • مثال ۳: زندگی در رویا به جای تلاش برای بهبود وضعیت معیشتی.
  • مثال ۴: ساختن یک شریک عاطفی ایده آل در ذهن و رد کردن تمام خواستگاران واقعی.
  • مثال ۵: انزوای کامل و نوشتن خاطرات خیالی.

۴۱. نمادپردازی (Symbolization)

استفاده از اشیاء یا کلمات برای نمایش افکار یا احساسات سرکوب شده (سطح روان‌رنجورانه).

  • مثال ۱: ترس از چاقو به عنوان نمادی از خشم سرکوب شده.
  • مثال ۲: وسواس روی تمیزی به عنوان نمادی از پاک بودن اخلاقی.
  • مثال ۳: دیدن کابوس درباره گم شدن کلید (نماد از دست دادن کنترل).
  • مثال ۴: استفاده از رنگ‌های تیره در تمام نقاشی‌ها برای بیان اندوه.
  • مثال ۵: دلبستگی شدید به یک وسیله قدیمی به عنوان نماد امنیت کودکی.

۴۲. تثبیت (Fixation)

توقف رشد روانی در یکی از مراحل اولیه زندگی به دلیل اضطراب زیاد (سطح نابالغانه).

  • مثال ۱: مردی ۴۰ ساله که هنوز مانند یک نوجوان به مادرش وابسته است.
  • مثال ۲: وابستگی شدید به سیگار یا جویدن (تثبیت در مرحله دهانی؛ یعنی در اثر محرومیت یا افراط در شیردهی در دوران نوزادی، فرد در بزرگسالی هنگام استرس برای آرام شدن، به رفتارهای دهانی مثل سیگار کشیدن، پرخوری یا جویدن ناخن پناه می‌برد).
  • مثال ۳: ناتوانی در پذیرش مسئولیت‌های بزرگسالی.
  • مثال ۴: رفتارهای لوس و کودکانه برای جلب محبت.
  • مثال ۵: ترس همیشگی از ترک شدن که ریشه در دوران نوزادی دارد.

آیا مکانیسم های دفاعی خطرناک هستند؟

پاسخ به این سوال بستگی به نوع مکانیسم و میزان استفاده از آن دارد. مکانیسم های دفاعی روان در واقع برای بقا ضروری هستند. خطر زمانی ایجاد می‌شود که این دفاع‌ها جایگزین واقعیت شوند و فرد را از حل مسائل بازدارند. اگر کسی مدام از انواع مکانیسم های دفاعی در روانکاوی سطح اول و دوم (آسیب‌زا و نابالغانه) استفاده کند، احتمال بروز اختلالات شخصیتی و افسردگی در او افزایش می‌یابد. اما استفاده از مکانیسم‌های بالغانه نشان‌دهنده سلامت روان بالا است.

آیا مکانیزم های دفاعی نیاز به درمان دارند؟

خود مکانیسم‌ها بیماری نیستند، بلکه نشانه وجود یک اضطراب زیربنایی هستند. اگر این دفاع های روانشناسی باعث اختلال در کار، تحصیل یا روابط عاطفی شما شده‌اند، بله، نیاز به بررسی دارند. هدف درمان، حذف کامل دفاع‌ها نیست، بلکه ارتقای آن‌ها از سطوح نابالغانه به سطح بالغانه است.

بهترین کتاب های روانشناسی که زندگی شما را متحول می‌کنند پیشنهاد مطالعه: بهترین کتاب های روانشناسی که زندگی شما را متحول می‌کنند

راه ‌های بهبود مکانیسم های دفاعی چیست؟

شما می‌توانید مکانیسم‌های دفاعی خود را بهبود ببخشید و بالغانه‌تر رفتار کنید. در ادامه، چند راهکار علمی و عملی را برای بهبود مکانیز های دفاعی ذکر کرده‌ایم:

۱. توسعهٔ «خودِ مشاهده‌گر» (Self-Observation)

این یعنی یاد بگیریم از بیرون به رفتارهای خود نگاه کنیم و مچ خودمان را هنگام استفاده از دفاع‌های نامناسب بگیریم.

  • مثال ۱: ثبت موقعیت‌هایی که در آن عصبانی شدیم.
  • مثال ۲: پرسیدن این سوال: «چرا الان دارم این حرف رو می‌زنم؟».
  • مثال ۳: تمرین ذهن‌آگاهی (Mindfulness).

۲. شناساییِِ «اضطراب زیربنایی»

هر مکانیسم دفاعی برای پوشاندن یک ترس ساخته شده است. باید ریشه آن ترس را پیدا کنیم.

  • مثال ۱: درک اینکه فرافکنی من ناشی از ترس از بی‌کفایتی است.
  • مثال ۲: فهمیدن اینکه دلیل‌تراشی‌های من برای فرار از مسئولیت است.
  • مثال ۳: شناسایی ریشه خشم‌های جابه‌جا شده.

۳. حرکت از پله‌های پایین به بالا (نردبان وایلانت)

تلاش آگاهانه برای جایگزینی دفاع‌های ضعیف با دفاع‌های قوی و بالغانه.

  • مثال ۱: به جای پرخاشگری (برون‌ریزی)، از شوخی (شوخ‌طبعی) استفاده کنیم.
  • مثال ۲: به جای انکار مشکل، به پیش‌بینی (Anticipation) راهکارها بپردازیم.
  • مثال ۳: تبدیل حسادت به والایش و تلاش برای رشد.

۴. روان‌درمانی (Therapy)

کمک گرفتن از یک متخصص برای نفوذ به ضمیر ناخودآگاه و حل تعارضات دیرینه.

  • مثال ۱: شرکت در جلسات روانکاوی یا CBT.
  • مثال ۲: بررسی طرحواره‌های ناسازگار اولیه.
  • مثال ۳: درمان گروهی برای مشاهده مکانیسم‌های دیگران.

۵. افزایش تاب‌آوری و تحمل ابهام و درد

پذیرش این واقعیت که زندگی همیشه طبق مراد ما نیست و درد بخشی از رشد است.

  • مثال ۱: تمرین برای تاب‌ آوری و برای ماندن در موقعیت‌های ناخوشایند بدون فرار.
  • مثال ۲: پذیرش شکست به عنوان یک تجربه یادگیری.
  • مثال ۳: کاهش کمال‌گرایی افراطی.
چگونه با مشکلات زندگی مقابله کنیم؟ ۱۸ راه افزایش تاب آوری پیشنهاد مطالعه: چگونه با مشکلات زندگی مقابله کنیم؟ ۱۸ راه افزایش تاب آوری

شما کدام مکانیسم های دفاعی را می‌شناختید؟

شناخت مکانیسم های دفاعی در روانشناسی، اولین قدم برای رهایی از زندان‌های خودساخته ذهن است. همه ما در طول روز از این ابزارها استفاده می‌کنیم، اما هنر زندگی در این است که بدانیم چه زمانی سپر را زمین بگذاریم و با واقعیت روبرو شویم. اگر احساس می‌کنید در الگوهای رفتاری تکراری گیر افتاده‌اید، شاید زمان آن رسیده که نگاهی عمیق‌تر به دفاع های روانی خود بیندازید.

در مجله بوکاپو، ما معتقدیم که آگاهی، کلید تغییر است. اگر به دنبال منابع بیشتری برای خودشناسی و ارتقای مهارت‌های فردی هستید، پیشنهاد می‌کنیم خلاصه کتاب‌های دسته روانشناسی و توسعه فردی را در وب‌سایت یا اپلیکیشن بوکاپو مطالعه کنید. با عضویت در بوکاپو، به عصاره برترین کتاب‌های جهان دسترسی خواهید داشت تا در کمترین زمان، بیشترین رشد را تجربه کنید.

همین حالا به جمع هزاران کاربر بوکاپو بپیوندید و مسیر یادگیری مستمر را آغاز کنید.

سوالات متداول
چرا دچار مکانیسم دفاعی می‌شویم؟

برای محافظت از «من» یا Ego در برابر اضطراب شدید، شرم، گناه یا هر تهدیدی که تعادل روانی ما را بر هم می‌زند. این یک واکنش دفاعی خودکار است.

مکانیسم های دفاعی فروید چه هستند؟

اصلی‌ترین آن‌ها شامل سرکوب، انکار، فرافکنی، جابه‌جایی، واکنش وارونه، دلیل‌تراشی و والایش است که توسط زیگموند و آنا فروید تبیین شدند.

مخرّب‌ترین مکانیسم های دفاعی چه هستند؟

مکانیسم‌های سطح اول (آسیب‌زا) مثل انکار مطلق واقعیت و تحریف، و مکانیسم‌های سطح دوم (نابالغانه) مثل کنش‌نمایی و فرافکنی، بیشترین آسیب را به زندگی فردی و اجتماعی می‌زنند.

آیا مکانیسم دفاعی نوعی بیماری روانی است

خیر، استفاده از آن‌ها بخشی طبیعی از عملکرد ذهن انسان است. تنها زمانی مشکل‌ساز می‌شوند که به صورت افراطی، همیشگی و در سطوح پائین پختگی استفاده شوند.

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *