ضمیر ناخودآگاه

ضمیر ناخودآگاه چیست و چه قدرتی دارد؟

شاید اگر قدرت ضمیر ناخودآگاه را زودتر می‌دانستیم، آن وقت روح گریان‌ و مغز ناآرامی که همه ما در بازه‌هایی از زندگی تجربه کردیم، زودتر آرام می‌گرفت. شاید وقت آن رسیده که دست‌هایمان را تا عمق وجود ضمیر ناهوشیارمان فرو ببریم و هر آنچه که از خوب یا بد در آن تلنبار شده بیرون کشیده، مقابل خود قرار دهیم و آن را با تمام وجود ببینیم.

همان جایی از وجود، ذهن، یا ضمیرمان، که به صورت نا خودآگاه، عمل می‌کند! در این مطلب قصد داریم همه چیز را راجع به ضمیر ناخودآگاه برای شما بگوییم. پیشنهاد می‌کنم این بحث جذاب را تا انتها با بوکاپو دنبال کنید.

ضمیر ناخودآگاه چیست؟

نمی‌دانم آیا تا به حال ماجرای آن کوه یخ را شنیدید یا نه. تصویری از یک کوه یخ که در یک دریاچه یخی قرار دارد. در حالی که بخش کوچکی از یخ‌های کوه یخی بر روی آب دیده می‌شود، اما زیر آب، یک کوه بزرگی از یخ، قرار دارد که کمتر کسی به آن توجه می‌کند.

این ماجرا بی تشبیه به ضمیری که اسم آن را ناخود آگاه گذاشتند، نیست. جایی که نادانسته بسیاری از اتفاقات، رویاها، امیال سرکوب شده، عقده‌ها و ترس‌ها و بسیاری از خاطرات در آن ذخیره شده و در رفتارها و واکنش‌های امروز ما خودش را نمایش می‌دهد.

ذهن پیش‌آگاه نیز قسمتی از هکان کوه یخ است که زیر آب پنهان شده با این تفاوت که حاوی اطلاعات و خاطراتی است که در دسترس هستند و می‌توانند به سرعت به ذهن خودآگاه منتقل شوند.

کوه یخ نماد قسمت های مختلف ضمیر ناخودآگاه، خودآگاه و پیش‌آگاه

این ذهن ناهوشیار در کدام بخش ذهن ما قرار دارد؟ چه قدرتی دارد و چه خطراتی ممکن است داشته باشد؟ چطور می‌توان از آن برای موفقیت استفاده کرد؟ چگونه می‌توان دستمالی برداشت و لکه‌های سیاهی که روی آن افتاده، پاک کرد؟ شاید در مسیر فهمیدن و آگاهی نسبت به ضمیر ناخودآگاه (unconscious mind) برسیم به این جمله فروید که در نهایت” انسان در سرزمین خودش هم بیگانه است”.

ناخودآگاه ذهن

بیایید این بخش را با چند صحنه آغاز کنیم:

در صحنه اول کودکی را می‌بینید که مورد تجاوز قرار گرفته است. متجاوز فردی آشنا بوده است. کودک بعد از این اتفاق وحشتناک نمی‌داند چطور باید ذهن خودش را مرتب کند. آیا به دیگران در این مورد بگوید؟ آیا او خطایی مرتکب شده است؟ آیا مقصر تجاوز به او، خودش بوده است؟ و بسیاری از سوالات دیگر که بدون جواب باقی می‌ماند.

تاثیر اتفاقات دوران کودکی بر ضمیر ناخودآگاهدر حالی که سال‌های سال، این قسمت از تجربه او، در ذهن ناخودآگاهش، ثبت و ضبط شده و در بزرگسالی به شیوه‌ها یا تله‌های رفتاری مختلف خود را نشان می‌دهد.

در صحنه دوم، مردی را می‌بینیم که قصد دارد برای بار چندم، سیگار را ترک کند. او در نهایت به سختی موفق می‌شود اعتیاد خودش را ترک کند، اما در نهایت چند وقت بعد او را می‌بینید که دوباره در حال سیگار کشیدن است.

صحنه بعدی و آشنای ما، فردی است که تصمیم دارد رژیم گرفته و لاغر شود. هفته‌های اول او را می‌بینید که بر رژیم سفت و سختش پایبند است. اراده‌اش را تحسین می‌کنید و تغییرات وزنی او را به او یادآور می‌شوید. در نهایت بعد از این چند وقت سختی که با زحمت وزنش را پایین آورده، او را می‌بینید که دوباره به افراط در شیرینی خوردن روی آورده است.

صحنه آخر ما، کودکی است که در حال دیدن دعوا و کتک کاری پدر و مادرش است. کاری از او ساخته نیست. در آن لحظه، استرس، ترس و وحشت وجود کوچکش را دربرمی‌گیرد. او از این اتفاق فراری است و آن را فراموش می‌کند. اما ذهن نا خودآگاه او، این اتفاق را در آرشیو خود نگه می‌دارد و جایی در بزرگسالی خودش را نمایش می‌دهد. آیا این صحنه‌ها برای شما هم آشنا است؟

ضمیر ناخود‌آگاه یک مخزن فعال از احساسات، خاطرات، رویا، عواطف و افکار خارج از ذهن خودآگاه است. این ضمیر خشک و بدون انعطاف است. شاید شما در کودکی خاطرات مختلفی را به یاد بیاورید که هر بار با به یاد آوردن آن، شکل تازه‌ای از احساسات را تجربه کنید. در حالی که ضمیر ناهوشیار شکل تازه‌ای به احساسات و اتفاقات نمی‌دهد. بلکه خودش را با اشکال مختلف در زمان‌هایی دیگر به سطح خودآگاه می‌رساند.

این اتفاقات همان تجربه‌های تکراری و آشنای دوران بزرگسالی است که تله‌های روانمان در کودکی چگونگی آن‌ها را هدایت می‌کنند. همان تله‌هایی که جفری یانگ در کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید درباره‌ انواع مختلف آن‌ها و دردسرها و تجربه‌های تلخ تکراری که برایمان رقم می‌زنند صحبت می‌کند.

خلاصه کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید
روانکاو خودتان باشید
جفری یانگ
در ۶۸ دقیقه مطالعه کنید

در زمانی که ذهن نیاز دارد خودش را حفظ کند، ناخودآگاه ما برای مدیریت وضعیت‌های بحرانی به میان می‌آید تا بتواند از او محافظت کند. دقیقا مانند زمانی که به سینما سه بعدی می‌روید، و می‌دانید اتفاقاتی که می‌بینید واقعی نیست، اما در نهایت نسبت به چیزهایی که می‌بینید واکنش نشان می‌دهید.

روانشناسی ضمیر ناخودآگاه

به عقیده یونگ، ریشه بسیاری از مسائل بحرانی، در ضمیر پنهان یا ضمیر ناخود آگاه انسان است. او معتقد است که سه منبع اصلی ذهن و روان، شامل خود، ناخودآگاه شخصی و ناخودآگاه جمعی است. منظور از “خود” نمادی از ذهن خودآگاه است که به افکار و احساسات آدمی آگاهی دارد.

ناخودآگاه شخصی، تمام اطلاعاتی است که شاید فراموش کرده باشیم و یا خاطرات و احساساتی که ممکن است سرکوب کرده باشیم. همان واژه‌ای که یونگ از آن به عنوان “ عقده روانی” یاد می‌کند.

تعریف یونگ از ایگو سلف و تمایز یافتگی افرادیونگ، از ضمیر خودآگاه به عنوان پرسونا یاد کرده و معتقد است که پرسونا معمولا از خود واقعی شخص فاصله دارد. در واقع، این “پرسونا” همان کاراکتری از ما است که ما دوست داریم از خودمان نشان دهیم.

روانشناسی ضمیر ناخودآگاه بخش مهمی از ذهن است که می‌تواند تمام ابعاد زندگی ما را تحت کنترل خود گرفته باشد. بی آنکه بدانیم چه اتفاقی در ضمیر ناخودآگاه ما ذخیره شده است، با روانشناسی می‌توانیم دریابیم که چه اتفاقی در آن افتاده است.

با استفاده از روانشناسی ضمیرناخود آگاه می‌توانید با ابعاد ناهوشیار ضمیرتان ارتباط برقرار کنید. به این ترتیب اثرات آن را در زندگی خود ببینید. همانند تاثیر جمله‌ای که احتمالا بارها شنیده باشید که می‌گویند مراقب صحبت‌هایی باشید که با خودتان زمزمه می‌کنید.

قدرت ضمیر ناخودآگاه

قدرت ضمیر ناخودآگاه ، فراتر از آن چیزی است که تصور می‌کنید. هیچ اغراقی در کار نیست. مطمئنا زمانی که از پیچیده بودن ذهن‌ صحبت می‌کنم، با من هم عقیده هستید. قدرت ذهن مانند یک بانک اطلاعاتی هر آن چیزی که فکرش را بکنید در خود ذخیره می‌کند.

حتی ممکن است تصور کنید برخی اطلاعات را فراموش کردید، در حالی که دست نخورده در ضمیر ناخودآگاه شما نشسته است. بگذارید این قدرت را با چند مثال برایتان بگویم. تازمانی که به سن ۲۱ سالگی برسید، شما می‌توانید صد برابر دایره المعارف را به طور کامل در ضمیرتان ذخیره کنید.

قدرت ضمیر ناخودآگاه در به یادآوری خاطراتبا این تفاسیر، ضمیر ناخودآگاه به خوبی کار خودش را انجام می‌دهد. این ضمیر خودآگاه است که باید به آن شک کرد!

ضمیر ناخودآگاه وظیفه ذخیره و بازیابی اطلاعات را بر عهده دارد. در واقع همانطور که این ضمیر در ما برنامه‌ریزی شده است، ما به اتفاقات پاسخ می‌دهیم. هر چیزی که می‌گوییم یا انجام می‌دهیم، در واقع با الگویی از “خویشتن یا خود واقعی” در ضمیرناخود آگاه قرار گرفته است. به همین دلیل است که می‌گویند از جملات تاکیدی مثبت استفاده کنید.

در واقع اینکه می‌خواهیم در باغ زندگی‌مان گل یا علف هرزه بروید، بستگی دارد چه خوراکی به ضمیر ناخودآگاه‌مان دادید. لوییز هی در کتاب شفای زندگی می‌گوید: «زندگی، انعکاس افکار شماست. دنیا همانطور که شما به آن واکنش نشان می‌دهید و در مورد چیستی و چرایی آن فکر می‌کنید، شکل می‌گیرد و در نهایت تبدیل به آینه‌ای می‌شود که انعکاس‌دهنده دیدگاه‌ها و باورهای شماست».

آنقدر نگرش و ذهنیت شما درباره جهان و اتفاقاتش مهم است که لوییز هی در این کتاب دستورالعمل کاملی برای تخلیه ذهنتان از افکار منفی ارائه کرده است.

کاربرد ضمیر ناخودآگاهخطرات ضمیر ناخودآگاه

تمام عادات، تفکرات و عمل شما در ضمیر ناخودآگاه ذخیره می‌شود. این ضمیر تمام لحظه‌های راحتی و خوشی شما را به خاطر می‌سپارد و برای نگه داشتن شما در آن حالت تلاش می‌کند. به همین دلیل است که وقتی رژیم می‌گیرید یا سختی را برای رسیدن به هدفی به خود می‌دهید، ذهن شما، به دنبال راحتی یا لذتی می‌گردد که در عدم انجام آن، وجود دارد.

بنابراین شما برای رسیدن به آن لحظه راحتی بیخیال انجام آن می‌شوید. به همین دلیل است که بر روی نوشتن اهداف و داشتن عادات روزانه موثر تاکید می‌کنند. تا به این ترتیب بتوانید ذهن را با عادت‌تان تطبیق دهید.

هر بار که قصد دارید چیز جدیدی را امتحان کنید و یا کاری متفاوت از عادت‌تان انجام دهید، احتمالا تنش یا ناراحتی را در این شرایط احساس کنید و این یکی از عواملی است که در دسته موانع مهم مدیریت زمان رتبه بالایی را به خود اختصاص می‌دهد. اما وقتی آن کار متفاوت و احتمالا سودمند تبدیل به عادت شود، ضمیر ناخود آگاه شما می‌تواند خود را با آن تطبیق دهد.

اگر دقت کنید بسیاری از افراد موفق با تکیه بر قدرت ضمیرناخودآگاه، همیشه از منطقه امن زندگی و آسایش خود خارج شدند. آن‌ها به ذهن خود اجازه نمی‌دهند تا با تکیه بر راحتی یا آسایش و حتی رضایت از خود، خلاقیت یا فعالیت‌هایشان تحت تاثیر قرار بگیرد.

چگونه ماندن در منطقه امن زندگی به تدریج شما را می‌کشد؟ پیشنهاد مطالعه: چگونه ماندن در منطقه امن زندگی به تدریج شما را می‌کشد؟

قوانین ضمیر ناخودآگاه

این بخش را حتما بخوانید. اگر تا به حال، تصوری از قوانین ضمیر ناخودآگاه نداشتید، این قسمت ممکن است شما را بترساند. البته جای نگرانی نیست. با کنترل و تمرین می‌توانید ضمیر ناخودآگاه را به دست بگیرید. از جمله قوانین ساده اما پیچیده‌ای که این ضمیر دارد، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • این ضمیر سعی دارد هر آن چیزی که در ذهن دارید، به واقعیت تبدیل کند.
  • در ذهن ناخودآگاه هر کلمه، معنا و محدوده خاصی دارد. ( واژه رانندگی شما را به یاد چه چیزی می‌اندازد؟)
  • در ناخودآگاه ما هر کلمه، تصویری دارد.
  • در قانون ضمیر ناخود اگاه، مسیرهای منطقی برای رسیدن به احساسات و عواطف وجود ندارد. دقیقا همان احساسی که موقع دیدن فیلم ترسناک تجربه می‌کنید، با این که می‌دانید خطری شما را تهدید نمی‌کند و دلیلی برای ترس وجود ندارد.
  • بخش ناخودآگاه ذهن، جمله منفی را نمی‌فهد. بنابراین اگر با خودتان تکرار می‌کنید که من دیگر پرخوری نمی‌کنم، ضمیر ناخودآگاه تصویر پرخوری کردن‌تان را به خاطر می‌سپارد.
  • هر آنچه برای شما اتفاق افتاده است، ناخوداگاه بدون اینکه تفکیکی قائل شود، همانطور که هست ثبت می‌کند.
  • از دیگر قوانینی که در ناخودآگاه وجود دارد، این است که این ضمیر تفاوتی بین واقعیت و خیال قائل نمی‌شود. اگر یک رزمی کار هستید، این قضیه را احتمالا هنگام تصور رینگ مسابقه یا تماشای فیلم مسابقات با بالا رفتن ضربان قلب‌تان تجربه کرده باشید.

قوانین ضمیر ناخودآگاه

  •  ضمیر آگاه می‌تواند عملکرد ذهن ناخودآگاه شما را مختل کند. این را می‌توانید هنگامی که قصد دارید آگاهانه به خواب بروید، تجربه کنید. هر کاری کنید، خواب‌تان نمی‌برد.
  • در قوانین این ضمیر، باور قبلی تا زمانی که جایگزین مناسبی پیدا نکند، حفظ می‌شود. در مقابل، در صورت رد باور قبلی، به راحتی می‌تواند آن را کنار بگذارد.

تسلط بر ضمیر ناخودآگاه

همه ما دارای ترس‌ها و باورهایی هستیم که در ضمیر ناخود آگاه ما مدفون و پنهان باقی مانده است. بنابراین بسیار اهمیت دارد که راه‌های تسلط بر ضمیر ناخودآگاه را بدانیم و به آن مسلط شویم. برای این کار می‌توانید دو تکنیک زیر را در پیش بگیرید:

تکرار جملات تاکیدی

باورهای قدیمی و محدودکننده قبلی را کنار بگذارید. هیچ چیز در دنیا وجود ندارد که شما نتوانید از پس آن بربیایید. منظور عدم پذیرش محدودیت‌های سالم نیست. منظورم از این بخش، این است که به جای باورهای منفی که وضعیت خراب است، این دنیا پر از فقر و بدبختی است، ما در جای بدی به دنیا آمدیم و … به جای آن جمله این دنیا پر از برکت و فراوانی است، شرایط عالی پیش رویمان است و… را جاگزین کنید. در واقع شما با تکرار جملات مثبت تاکیدی به ضمیر ناخوداگاه‌تان فرمان می‌دهید تا انرژی مثبتی از کائنات را به سمت خود جذب کند.

برای عبور پیروزمندانه از این مرحله، مطالعه کتاب مرا بیرون بیاور کمکتان می‌کند نکوهشگر درونیتان را به چالش بکشید و دریابید که پشت ترستان هیچ چیز نیست! به این ترتیب با باور قوی‌تری به قدرت جملات تاکیدی مثبتتان ایمان می‌آورید.

خلاصه کتاب مرا بیرون بیاور
ذهن خلاقانه‌تان را کشف کنید و ایده‌های‌تان را وارد دنیای واقعیت کنید
پیتر هیمل من
در ۲۴ دقیقه مطالعه کنید

تجسم سازی

روش دیگری که می‌توانید برای تسلط بر ضمیر ناخودآگاه‌تان پیش بگیرید، تجسم سازی است. به این ترتیب حداقل روزی یک بار در جایی ساکت نشسته و در حالی که ستون فقرات و گردن‌تان صاف است، چشمان‌تان را بسته و به دم و بازدم ذهن و عضلات‌تان توجه کنید.

سپس هر آن چیزی که دوست دارید به آن برسید، در ذهن‌تان تجسم کنید. با تکرار و تمرین می‌توانید این تسلط را به ذهن ناهوشیارتان بدهید تا در نهایت شما را در مسیری قرار دهد که می‌خواهید به شخص مورد نظر تبدیل شوید. در نتیجه به گونه‌ای رفتار می‌کنید که شما را به آن هدف برساند.

برای اینکه تصویر شفاف و واضحی در ذهنتان شکل بگیرد، ابتدا نیاز دارید آن را از خاطرات مزاحم و تصورات دلخراشی که به ذهنتان هجوم می‌آورند، پاک کنید. به عنوان قدم اول برای ورود به این مرحله، انجام مراقبه و مدیتیشن بهترین انتخاب است. در مدیتیشن شما با تمرکز بر آنچه در لحظه حال در حال رخ دادن است، ذهن خود را عامدانه از بهم‌ریختگی‌ها پاک می‌کنید. در این مقاله از مجله بوکاپو می‌توانید با مدیتیشن، انواع و روش انجام آن آشنا شوید.

تفاوت ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه

همانطور که از اسم این دو ضمیر مشخص است، ضمیر خودآگاه بخشی از ذهن است که به آن اگاهی داریم و ضمیر ناخوداگاه بخشی دیگر بوده که مربوط به اتفاقاتی است که خارج از آگاهی ما رقم می‌خورد.

نحوه ارتباط گرفتن با ضمیر ناخودآگاهناخوداگاه ممکن است برخلاف خوداگاه همچون کودکی نابالغ عمل کند در حالی که خودآگاه منطقی و همچون پیر فرزانه عمل می‌کند. اراده در ناخوداگاه معنا ندارد. اعمال و رفتار در ناخودآگاه به صورت غیر ارادی است، اما در خوداگاه کاملا ارادی است. در ناخوداگاه همزمان می‌توانید چندین محاسبه و کار را با هم انجام دهید در حالی که این کار در خوداگاه انسان امکان پذیر نیست.

توماس آنتونی هریس در کتاب ماندن در وضعیت آخر می‌گوید: «شما یک نفر نیستید! شخصیت شما از یک کودک، یک والد و یک بالغ تشکیل شده است. تصمیم‌های ما، احساساتمان و هرآنچه که تا امروز بر سرمان آمده، ترکیبی از مجموعه این سه نفر است.» قطعا آشنایی با این سه نفر که در درون ما زندگی می‌کنند، ما را در راه شناخت و کنترل بهتر ضمیر ناخودآگاهمان همراهی خواهد کرد.

روش های تقویت ضمیر ناخودآگاه

برای این کار، ابتدا سعی کنید ذهن‌تان را از افکار منفی پاک کنید. مسلما در شرایط خاص، چنین چیزی امکان پذیر نیست اما نسبت به فکر منفی که به ذهن‌تان می‌آید، مسلط باشید. تمام باورهای منفی که باعث شده نسبت به خودتان و قدرت‌ذهن‌تان شک و تردید داشته باشید از بین ببرید.

سعی کنید از خودتان و ذهن‌تان مراقبت و محافظت کنید. تنها زمانی که درک درستی از ذهن‌تان و قدرت آن داشته باشید، دیگر اجازه نمی‌دهید هر چیزی به آن ورود پیدا کند.

هدف‌هایتان را روشن و واضح بدانید. اهداف‌تان را بنویسید تا مغزتان برای رسیدن به آن خودش را آماده کند و به مرور، تسلط به ضمیر ناخوداگاه اتفاق بیفتد.  تا ننویسید معجزه‌های نوشتن برایتان آشکار نمی‌شوند. این معجزه‌های پیش از این برای اشخاص زیادی رخ داده‌اند که هنریت کلاوسر در کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد داستان‌های آن‌ها را به خوبی روایت می‌کند تا شما نیز این معجزه را باور کنید.

خلاصه کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد
چگونه با شناسایی دقیق خواسته‌ها و ترس‌های پنهان‌تان، مسیر موفقیت را هموار کنید
هنریت کلاوسر
در ۴۰ دقیقه مطالعه کنید

برنامه ریزی برای اهداف‌تان داشته باشید. آن‌ها را به قدم‌های کوچک در بازه‌های مختلف تبدیل کنید تا در نهایت با تکرار و عادت، باور کنید که به اهداف‌تان نزدیک شدید، به این ترتیب ذهن ناخودآگاه‌تان نیز این باور را تقویت خواهد کرد.

ایستادگی بر برنامه‌ریزی و مقاومت در برابر انواع وسوسه‌هایی که وادارتان می‌کند از انجام برنامه‌هایتان صرف‌نطر کنید، کار چلش‌برانگیزی است. اما مطالعه نکات کتاب اثر مرکب به شما نشان می‌دهد هر یک باری که با برنامه‌تان عمل می‌کنید چقدر برای رسیدن به اهدافتان ارزشمند و مهم است.

دارن هاردی در این کتاب به محاسبات دقیقی برایتان زمان رسیدن به اهداف را تخمین می زند. پیشنهاد می‌کنیم خلاصه این کتاب بی‌نظیر و انگیزه‌بخش را در وبسایت بوکاپو مرور کنید.

در هر شرایطی، برای رسیدن به خود واقعی، بایستی به خود رادیکال شده خود برسیم. برای این کار، هر احساس، فکر و رفتار خود را تحلیل کنید و ببینید پشت هر کدام از این‌ها چه فکر یا احساسی قرار گرفته است. حتی اگر حقیقتی تلخ از آن چیزی که دوست ندارید، باشید، شما را با خودتان روبرو کند.

استفاده از ضمیر ناخودآگاه

شما می‌توانید با تغییر ضمیر خودآگاه، به تغییر ضمیر ناخودآگاه دست پیدا کنید و در نهایت به وسیله آن دست به تغییرات در زندگی بزنید.

تجسم و تصویرسازی برای استفاده از ضمیر ناخودآگاهاینجا اگر شما فرد باهوشی باشید می‌توانید ضمیر ناخودآگاه‌تان را به سمتی هدایت کنید، که می‌خواهید به آن برسید.

  • در قدم اول، اندیشه‌هایی که باعث شک و تردید به خودتان شده، شناسایی کنید. یک قدم به عقب برداشته و ببینید این شک و تردیدی که نسبت به خود یا کارهایتان دارید، از کجا نشات گرفته است.
  • نقاط قوت و استعدادهایتان را به رسمیت بشناسید. هیچ دلیلی وجود ندارد تا بخواهید آن‌ها را نادیده گرفته یا پنهان کنید. بررسی نقاط ضعف خوب است اما این به معنای نادیده گرفتن نقاط قوت‌تان نیست. آن‌ها را ببینید.
  • با استفاده از اهداف هوشمندانه‌ای که برای خود تعریف می‌کنید، سعی کنید اهداف‌تان را به طور واضح بشناسید. اهداف هوشمندانه دارای پنج ویژگی مشخص، قابل اندازه گیری، دست یافتنی، نتیجه گرا و مقید به زمان است.
  • مسلما همه اتفاقات خوب نیستند. اما ذهن‌تان را تغییر دهید تا دنیایتان عوض شود. این یک کلیشه نیست! اتفاقات بد و خوبی که برای شما می‌افتد، در ذهن شما پردازش می‌شود. شما برای بهتر عمل کردن نیاز دارید تا این اتفاقات را جور دیگری ببینید تا بتوانید دنیایتان را بهتر بسازید. این شعار نیست. تنها راه چاره برای داشتن ذهن سالم همین است! بنا نیست اتفاقات معمولی نیز در ذهن ناخودآگاه شما، فاجعه یا بدشانسی قلمداد شود.

پاک کردن ضمیر ناخودآگاه

در صورتی که ضمیر ناخودآگاه شما در لایه‌های عمیق‌تر از سیاهی‌ها و خاطراتی ثبت شده است، که نیاز به کمک دارید، در این مورد، حتما از متخصص کمک بگیرید. با این حال می‌توانید با انجام چند روش تا حد امکان خودتان، ذهن‌تان را از لوح سیاهی که بر آن نشسته‌ است پاک کنید.

برای شروع می‌توانید از خواندن کتاب ذهن آگاهی برای آغازگران آغاز کنید تا ذهن‌تان آرام شود. اقدامات زیر به شما در این مسیر کمک خواهد کرد:

  • مدیتشین با نفس عمیق انجام دهید
  • افکار منفی‌تان را روی کاغذ آورده و در نهایت آن را پاره کرده و دور بریزید
  • از هر کسی که فکر می‌کنید می‌تواند به شما در پاکسازی روح و ضمیر ناخوداگاه‌تان کمک کند، یاری بگیرید
  • سفر کنید و با دیدن مناظر طبیعی و معجزه طبیعت سعی کنید ذهن‌تان را خالی کنید
  • خودتان و همه کسانی که شمارا آزرده خاطر کردند، ببخشید

برنامه ریزی مجدد ضمیر ناخودآگاه

بعد از اینکه متوجه شدید این برنامه ریزی و خوراک‌های اشتباهی که از بچگی به ضمیر ناخوداگاه‌تان داده شده، چطوری می‌تواند دوباره بازیابی شود و یک برنامه ریزی مجدد برای داشتن ناخوداگاهی که خودتان می‌خواهید داشته باشید، می‌توانید نتیجه تلاش‌هایتان اعم از استفاده از عبارات تاکیدی، دیدن نقاط مثبت در کنار نقاط ضعف، مدیتشین، تصویر ذهنی و … را ببینید.

بعد از مدتی خواهید دید که چگونه احساس قدرت و اعتماد به نفس شما می‌تواند باعث شود هر کاری انجام دهید. می‌توانید احساس کنید که وقتی هدفی را در پیش داشته باشید، هیچ چیز نمی‌توانید جلودار شما شود.

در نهایت می‌توانید با چالش‌ها و سختی‌هایی که در مسیرتان است بهتر کنار بیایید. بعد از برنامه ریزی مجدد ضمیر ناخوداگاه دیگر رسیدن به رویاهایتان، برایتان غیر ممکن به نظر نمی‌رسد. هر قدم خودتان را نزدیک به رویایتان می‌بینید. آرامش عمیق‌تری را بر جان‌تان احساس می‌کنید و تمام این‌ها مستلزم این است که بتوانید با تسلط بر ضمیر خوداگاه و برنامه ریزی مجدد ضمیر ناخودآگاه، قدرت آن را در دست بگیرید.

ناخودآگاه جمعی

ناخودآگاه جمعی نخستین بار توسط یونگ، مطرح شد. طبق این نظریه، برخی از اعتقادات و معنویت، رفتار جنسی، غرایز مرگ و زندگی، بر اساس تجربه اجدادی به انسان رسیده است. ناخوداگاه جمعی به دانش و تصاویری اشاره دارد که در ضمیر ناهوشیار همه انسان‌ها وجود دارد.

در واقع این عقاید و غرایضی که در ناخودآگاه جمعی قرار دارد، توسط ذهن آگاهی سرکوب می‌شود. در نهایت پیامدهای این کهن الگوها در زندگی فرد خودش را نشان می‌دهد. احتمالا اگر کتاب نیمه تاریک وجود را خوانده باشید، منظور از غرایض و عقاید سرکوب شده که در ناخودآگاه قرار گرفتند، بدانید. اگر این کتاب را مطالعه نکردید، پیشنهاد می‌کنم برای شناخت بخش‌هایی از وجودتان آن را حتما بخوانید.

ناخودآگاه جمعی یونگ

ضمیر ناخودآگاه از دیدگاه یونگ، به بخش‌های معنوی و اسرارآمیز اشاره دارد. در واقع او ضمیر ناخودآگاه را نوعی ناهوشیاری جمعی دانست که دارای لایه‌های عمیقی است. به عقیده یونگ، عمیق‌ترین لایه‌های ذهن ناهوشیار به صورت ژنتیکی به انسان رسیده است و لزوما ناشی از تجربه شخصی یا توسعه فردی نیست.

برخی از کهن الگوهایی که در ناخودآگاه جمعی هر کسی وجود دارد، به عقیده یونگ شامل مادر، تولد، مرگ، تولد دوباره، آنیما و آنیموس، قدرت و قهرمان است. منظور از انیما، ویژگی‌های زنانه‌ای که در مردان سرکوب شده و منظور از انیموس، ویژگی‌های مردانه‌ای است که در زنان سرکوب شده است.

در الگوی یونگ، کهن الگوها پایه شخصیت هر فردی را تشکیل داده است. به این ترتیب، در ترکیب ضمیر ناخود آگاه فردی و جمعی، تمام قسمت‌های سرکوب شده و رد شده‌ای که انسان نمی‌خواهد با آن روبرو شود، “سایه” انسان را تشکیل داده است. پیشنهاد می‌کنم برای آشنایی بیشتر با بخش تاریک خود، کتاب اثر سایه یونگ را مطالعه کنید.

از اینکه تا انتهای این مطلب همراه بوکاپو بودید از شما ممنونیم. تجربه شما در مورد مواجه به ضمیر ناخودآگاه‌تان چگونه بوده است؟ شاید اگر همه ما بدانیم که قدرت ذهن و احساس و کلماتی که نسبت به خود به کار می‌بریم تا چه حد تاثیر گذار است، بیشتر مراقب روح و روان‌مان بودیم.

سوالات متداول
ضمیر ناخودآگاه چیست؟

بخشی از ذهن است که فعالیت‌های ناخودآگاهانه را بر عهده دارد. ریشه بسیاری از باورها و عقاید ما در این بخش پنهان شده است.

ضمیر ناخودآگاه چگونه کار می کند؟

ضمیر ناخوداگاه توسط کلام، احساس، تمثیل و تصویر، برنامه‌ریزی می‌شود و طبق الگویی که باور کرده است، عمل می‌کند. به همین جهت اغلب در کودکی و به هنگام مواجه ما با مسائل جدید، احساسات و برداشتی که در ذهن ما شکل گرفته، ضمیر ناخودآگاهمان را برنامه‌ریزی کرده است.

چگونه ضمیر ناخودآگاه را فعال کنیم؟

افکار منفی را با جملات تاکیدی مثبت جایگزین کنید، اهداف‌تان را به طور دقیق بدانید، برای رسیدن به اهداف‌تان برنامه ریزی کنید. زبان برقراری ارتباط با ضمبر ناخودآگاه، تجسم تصاویری است که احساسات ما را برانگیخته می‌کنند.

چگونه وارد ضمیر ناخودآگاه شویم؟

 با خودتان خلوت کنید، از جملات تاکیدی استفاده کنید، کارهای صحیح را تکرار کنید تا تبدیل به عادت شوند. از قدرت تجسم و تصویرسازی غافل نشوید.

2 دیدگاه برای “ضمیر ناخودآگاه چیست و چه قدرتی دارد؟

  1. Amir گفته:

    واقعا خوشحالم که خیلی ها فهمیدن با سخت تلاش کردن به هیچ جا نمیرسن و فقط این ذهن که میتونه تورو به چیزی که میخوای برسونه و در کنارش ۲۰ درصد تلاش بکنی من الان واقعا تسلط پیدا کردم به ناخودآگاهم و هر موقعه که دوست داشته باشم به خواسته هام فک میکنم و در این ضمیر با افکار منفی میجنگم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.